فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ١٥٨ - جمع دلالى
كه شايستگى عليت را نداشته باشد، از گردونه خارج تا منتهى به وصفى گردد، كه چنين شايستگى را پيدا كند. قياسى كه علت آن از راه «سبر و تقسيم» به دست آيد تنقيح مناط نام دارد. تنقيح مناط ممكن است قطعى و يا ظنى باشد. مثلا شخص بياباننشينى به حضور پيامبر (ص) آمد، و عرض كرد: «من هلاك شدم.» حضرت فرمود: چه كردى؟ گفت: در روز ماه رمضان با زنم درآميختم. فرمود: بندهاى آزاد كن.
در تنقيح مناط اين حكم گفتهاند: اعرابى بودن كه خصوصيتى ندارد، ماه رمضان آن سال نيز خصوصيتى ندارد، همچنين ساير اوصاف و امور در آزاد كردن بنده و برده دخيل نيست، پس استنباط مىشود هر مكلفى كه در ماه رمضان با زن خود نزديكى كند، بايد برده و بنده آزاد كند. [١]
مثال ديگر: بعضى از فقهاى اماميه تصرف در ملك غير را، در مواردى كه ضرر متوجه مالك نشود، جايز دانستهاند. مانند نشستن پاى ديوار- تكيه دادن برآن- از سايه آن استفاده كردن و آن را به «تنقيح مناط» از جواز استضائه از نور چراغ غير كه بدون اشكال آن را جايز مىدانند، فتوى دادهاند. [٢]
١٧٤. توصّلى
به مبحث «واجب توصلى» رجوع شود.
١٧٥. جمع تبرّعى [٣]
جمع تبرعى يعنى تأويل كيفى. توضيح اينكه در هر موردى كه دو دليل ازهرجهت مساوى باشند، و امكان جمع بين آن دو نباشد، مگر آنكه يكى از آن دو را برخلاف ظاهرش حمل كنيم، مىگويند جمع تبرعى كرده است.
علماى اصول در مقام رفع تعارض بين ادله، به جمع تبرعى متوسل نمىشوند. زيرا آن را حجت نمىدانند، و معتقدند جمع تبرعى نه پيش عرف و عقلا جايگاهى دارد، و نه دليل و شاهدى بر صحت چنين جمعى وجود دارد. مضافا به اينكه اگر چنين جمعى را صحيح بدانيم، موردى براى دو دليل متعارض باقى نمىماند. بلكه بايد تمام اخبار علاجيهاى را كه در باب تعارض وارد شده، حمل بر موارد بسيار نادر كنيم. بديهى است كه چنين حملى غير منطقى است. به مبحث «جمع مهما امكن اولى من الطرح» رجوع شود.
١٧٦. جمع دلالى
«جمع دلالى» نام ديگر جمع عرفى و جمع مقبول است. به مبحث «جمع مهما امكن اولى من الطرح» رجوع شود.
[١] . الوافية فى اصول الفقه، ص ٢٣٨؛ الاصول العامه للفقه المقارن، ص ٣١٥.
[٢] . حقوق مدنى، ج ١، ص ١٢١.
[٣] . فوائد الاصول، ج ٤، ص ٧٢٧؛ فرائد الاصول، ص ٤٣٥ و مكاسب محرمه، مبحث بيع عذره.